![]() |
![]() |
|
| یادداشت های دلتنگی |
|
دلم گرفته آسمون، نمی تونم گریه کنم شکنجه می شم از خودم، نمی تونم شکوه کنم انگاری کوه غصه ها، رو سینه من اومده آخ داره باورم می شه، خنده به مانیومده دلم گرفته آسمون، از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی، یه عمر که دربه درم حتی صدای نفسم، می گه که توی قفسم من واسه آتیش زدنت، یه کوله بار شب بسم دلم گرفته آسمون، یه کم من و حوصله کن نگو که از این روزگار، یه خورده کمتر گله کن من و به بازی می گیرن، عقربه های ساعتم برگه تقویم می کنه، لحظه به لحظه لعنتم آهای زمین، یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگیره، یه آدم شکسته تن آهای زمین، یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگیره، یه آدم شکسته تن
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:43 قبل از ظهر توسط تنها ولی عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| پیوندها |
|
برای او بسوی آزادی پژواک لینوکس دختر تنها زرتشت تنها تر از ستاره من مسلمان بودم همیشه تنها |
|
RSS
|