![]() |
![]() |
|
| یادداشت های دلتنگی |
|
ديگه از دست تو و ترانه هات خسته شدم
با كدوم بهونه بنويسم برات خسته شدم انقدر عوض شدي كه من به جات خسته شدم
تو چي فكر كردي خيال كردي من عاشق مي مونم به خدا از دس اين همه خطات خسته شدم كي مي دونه تو پشيمون شدي و نوشتي كه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 10:20 قبل از ظهر توسط تنها ولی عاشق |
|
|
به دل طوفانی من خدا ...نگاهی نداره این کشتی بی ناخدا راهی به جایی نداره تو آسمان شهر من فقط دل ابرا پره هیچ.. ابری بارون نمیشه غصه من..رو میخوره عاشق بادم...نمی شم آخه اونم.. رفتنیه یاد نوازش هاش فقط رو صورتم موندنیه با هر کی هم قدم میشم آخر راهش جداییه به هر کسی دل بسته میشم عاقبتم... تنهاییه عشق پرنده هم ..دیگه تو قلب من ...جا نداره خودش میره پروازش رو... برای من... جا میزاره اگر به جای چلچله هوای کوچ رومیدیم رفتنت رو... میفهمیدم کاش.. حرفات رو میخریدم پاکی چشمه سار و آب هنوز تو خونم جاریه خودش دیگه دریا شده اما.. زلالش باقیه اگه به جای.. رودخونه صافی آب ..رو میدیدم رفتنت رو میفهمیدم کاش حرفات رو.. میخریدم حالا برام تاریکیه گفتن دردای ..دلم حکایت از غریبی یه کاشکی به جای گفتنا سکوتت رو... میفهمیدم صدای عاشقات رو... من تو دل شب نمیشنیدم خیال میکردم تو.. چشات صحبت سر ..عشق منه.. غافل از این که ..اون چشا.... آیینه چشم منه کاشکی به جای اون نگاه... عکس چشای .... اون ..بودم آخه دلت... جای دیگه ست کاشکی که جای اوووون بودم آخه دلت ..جای دیگه است کاشکی .. کاشکی که جای ...اوووووون ..بودم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 8:38 بعد از ظهر توسط تنها ولی عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| پیوندها |
|
برای او بسوی آزادی پژواک لینوکس دختر تنها زرتشت تنها تر از ستاره من مسلمان بودم همیشه تنها |
|
RSS
|